رضا: منو برادرم کارگر ساختمون بودیم اما یه روز صاحبکارم چیزی بهم گفت که شوکه شدم اما...
باران قصه
0:00 / 0:00
رضا: منو برادرم کارگر ساختمون بودیم اما یه روز صاحبکارم چیزی بهم گفت که شوکه شدم اما...
544 просмотра · 17 ч назад
باران قصه
2,2 тыс. подписчиков
544 просмотра · 17 ч назад
سلام به همراهان همیشگی کانال باران قصه 🌧️🤍
سرگذشت رضا: از دل فقر و نداری بلند شدم تا روزی بتونم برای مادرم زندگی آبرومندی بسازم. زنی که تمام عمرش رو با دستهای پینهبسته برای ما زحمت کشید و حتی یک روز هم طعم آسایش رو نچشید...
با هزار امید و آرزو، خونهای ساختم تا وقتی از سفر برمیگرده، خوشحالش کنم؛ اما درست وقتی فکر میکردم بالاخره روزهای خوب زندگیمون شروع شده، سرنوشت تلخترین ضربه رو بهم زد...
مادرم رو از دست دادم و بعد از اون، اتفاقی افتاد که زندگی من و برادرم رو برای همیشه تغییر داد.
این قصه، روایت پسریه که از دل محرومیت به قلههای موفقیت رسید، اما حتی بعد از گذشت پنجاهوهفت سال، هنوز دلتنگ آغوش مادرشه...
💬 به نظرتون هیچ موفقیتی میتونه جای خالی مادر رو پر کنه؟
🎧 تا پایان این قصه همراه باران قصه باشید.
🎧 اگر به داستانهای واقعی و پندآموز علاقه دارید، همراه ما باشید.
💬 نظرات و حستون درباره این سرگذشت رو حتماً برامون بنویسید.✨
✨ به کانال باران قصه خوش آمدید!
اگر از این داستان لذت بردید، لطفاً ویدیو را لایک کنید و برای شنیدن ادامه این سرگذشت پرفرازونشیب و داستانهای واقعی دیگر، کانال ما را سابسکرایب کنید و زنگوله را بزنید تا قسمتهای بعدی را از دست ندهید.
فراموش نکنید که داستانهای ما را برای دوستانتان هم بفرستید. تنتون سالم، دلتون شاد و لبتون خندون باشه.❤️✨"
🎙 راوی: باران
━━━━━━━━━━━━━━
🌹 از همراهی شما ممنونم
❤️ لایک کردن ویدیو
💬 نوشتن نظراتتون
🔔 و فعال کردن زنگوله
بزرگترین حمایت شما از کانال «باران قصه» است.
━━━━━━━━━━━━━━
#باران_قصه
#داستان_واقعی
#داستان_فارسی
#داستان_صوتی
#پادکست_فارسی
#رمان_صوتی
#podcast
#baran_ghese
━━━━━━━━━━━━━━
باران قصه
داستان واقعی
داستان فارسی
داستان صوتی
پادکست فارسی
سرگذشت
روایت زندگی
داستان خانواده
داستان معمایی
رمان فارسی
*************************************************
ارتباط با من در تلگرام
@Baranghese
لینک سرگذشت نیلوفر
• نیلوفر: روز خاکسپاری شوهرم مادرشوهرم منو ا...
لینک سرگذشت راحله
• راحله: مادرشوهرم بهم طعنه زد که تو نحسی و ...
لینک سرگذشت فرنگیس
• فرنگیس: همه فکر میکردن من یه آشپز ساده ی د...