راضیه: مادرشوهرم همش تحقیرم میکرد میگفت شبیه پسرایی اما من...#باران_قصه#داستان
باران قصه
0:00 / 0:00
راضیه: مادرشوهرم همش تحقیرم میکرد میگفت شبیه پسرایی اما من...#باران_قصه#داستان
2 468 просмотров · 2 нед. назад
باران قصه
2,2 тыс. подписчиков
2 468 просмотров · 2 нед. назад
سلام به همراهان همیشگی کانال باران قصه 🌧️🤍
سرگذشت راضیه: 💔 دختری که برای خودِ واقعیاش جنگید، اما بهای سنگینی پرداخت...
من راضیهام... همون دختری که سالها مجبور بود با اسم رضا زندگی کنه؛ پسری که همه ازش انتظار داشتن مرد خونه باشه، اما خودش هیچوقت نتونسته بود با تصویری که دیگران ازش ساخته بودن کنار بیاد.
سالها سکوت کردم، ترسیدم و خودمو پشت نقابی پنهون کردم که هیچ شباهتی به وجود واقعیام نداشت. تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم برای زندگیای که همیشه آرزوش رو داشتم بجنگم؛ حتی اگه مجبور میشدم از خونوادهام، شهرم و تمام چیزهایی که دوست داشتم دل بکنم.
ترکیه برای من شروع یه زندگی تازه بود؛ جایی که فکر میکردم میتونم خودم باشم و گذشتهام رو پشت سر بذارم. اما زندگی همیشه اونطوری که انتظار داریم پیش نمیره...
چهار سال دوری، تنهایی، سختیهای بیپایان و عملی که برای رسیدن به هویت واقعیام انجام دادم، همه بخشی از مسیری بودن که برای خودم انتخاب کرده بودم.
اما وقتی بالاخره با هویت جدیدم به ایران برگشتم، با حقیقتی روبهرو شدم که حتی تصورش رو هم نمیکردم...!
💬 شما اگه جای راضیه بودین، با وجود تمام مخالفتها و سختیها، باز هم برای زندگی دلخواهتون میجنگیدین؟ نظرتون رو برام بنویسین.
✨ به کانال باران قصه خوش آمدید!
اگر از این داستان لذت بردید، لطفاً ویدیو را لایک کنید و برای شنیدن ادامه این سرگذشت پرفرازونشیب و داستانهای واقعی دیگر، کانال ما را سابسکرایب کنید و زنگوله را بزنید تا قسمتهای بعدی را از دست ندهید.
فراموش نکنید که داستانهای ما را برای دوستانتان هم بفرستید. تنتون سالم، دلتون شاد و لبتون خندون باشه.❤️✨"
🎙 راوی: باران
━━━━━━━━━━━━━━
🌹 از همراهی شما ممنونم
❤️ لایک کردن ویدیو
💬 نوشتن نظراتتون
🔔 و فعال کردن زنگوله
بزرگترین حمایت شما از کانال «باران قصه» است.
━━━━━━━━━━━━━━
#باران_قصه
#داستان_واقعی
#داستان_فارسی
#داستان_صوتی
#پادکست_فارسی
#رمان_صوتی
#podcast
#baran_ghese
━━━━━━━━━━━━━━
باران قصه
داستان واقعی
داستان فارسی
داستان صوتی
پادکست فارسی
سرگذشت
روایت زندگی
داستان خانواده
داستان معمایی
رمان فارسی
*************************************************
ارتباط با من در تلگرام
@Baranghese
لینک سرگذشت شهریار
• شهریار: سرگذشت دختری که یه روز به طرز عجیب...
لینک سرگذشت ترانه
• ترانه: مادرشوهرم بهم گفت تو بدرد خاندان ما...
لینک سرگذشت مینا
• با مرگ پدرم خانواده اش میخواستن از خونه پر...